رمان گفتوگوی خاموش اثر صونا مرادی ویراستار تورج حاجی پور
نوای دریا محو میشود، بوی شور آب جایش را به بوی لاستیک ماشین قدیمی سارا و عطر مخصوصش می دهد. اطرافم روشنایی آرام مهتاب و سایه های لرزان شن است، اما در ذهنم من و سارا کنار ماشین هستیم، خسته اما سرشار از شور. صورتش در نور زرد کمرنگ چراغ ماشین واقعاً نزدیک است، آنقدر حقیقی که انگار می توانم گرمای دستش، حتی تپش نفس هایش را حس کنم. فیلمی از خاطرات در ذهنم جان می گیرد؛ از بالای تپه ها جهان زیر پایم گسترده است و نسیم سبز علفزار، هوای شب را تازه می کند. صدای خنده ی سارا همانند آوای دل انگیز در گوشم می پیچد. از خودم می پرسم: چه شد که تصمیم گرفتم برقصم؟ ذهنم صحنه های سینمایی می سازد که نور چراغ مثل پرژکتوری قوی، من را ستاره ی نمایش جلوه می دهد. خودم را میبینم؛ بی پروا، آزاد و غرق در شور رقصیدنم . آهنگ شاد از ضبط ماشین بلند شده و هر حرکت من سرشار از زندگی و شوق است؛ همه ی وجودم با آهنگ همراه شده. خنده های از ته دل در هوا می پیچد و همه چیز رنگ شور و سرخوشی می گیرد. در آن میان، مکالمه پر انرژی سارا می پیچد؛ زلال و پرحرارت.... https://azammosdfa.blogfa.com/ https://alimohamadiyan.blogfa.com/ https://mohammadhosseinina.blogfa.com/ https://hosseynalipouri.blogfa.com/ https://goftegoo-yekhamoosh.blogfa.com/ https://kharideinterneti.blogfa.com/ https://farzadamirtabar.blogfa.com/ https://persianliteraturenews.blogfa.com/ https://iranliteraturetoday.blogfa.com/ #SilentConversation #گفت_وگوی_خاموش #literature #bookstagram #books #reading #booklover #readingtime #poetry #bookworm #bookish #art #fiction #writer #writing #quotes #bibliophile #literary #story
دانلود رمان,پرفروشترین,خبر فوری,طراحی,طراحی جلد