کمین گربه در لانه متروکه کلاغ و شکار ناجوانمردانه پرندگان

علی
علی

گربه ای عادت کرده بود هر روز می رفت بالای درخت و در لانه کهنه و متروکه کلاغ کمین می کرد و پرنده هایی مثل گنجشک و پرستو و یاکریم را که می آمد کنار لانه استراحت کند، بطور غافلگیرانه و ناجوانمردانه شکار می کرده و در همان لانه می‌خورده و دیگر گربه ها نیز همین مسیر و نامردی را از آن گربه یاد گرفته بودند. اینجاست که فیلم را دیدم زلال دادا بیلوردی یادم افتاد: عاشقان را درد هست قصه ای که در زمان سرد هست ناجوانمردی فقط در بین انسانهاست؟ خیر بین حیوانات هم نامرد هست ظالمی ولگرد هست

شکار ظالمانه گربه,لانه متروکه کلاغ,خطر گنجشک ها

توضیحات

گربه ای عادت کرده بود هر روز می رفت بالای درخت و در لانه کهنه و متروکه کلاغ کمین می کرد و پرنده هایی مثل گنجشک و پرستو و یاکریم را که می آمد کنار لانه استراحت کند، بطور غافلگیرانه و ناجوانمردانه شکار می کرده و در همان لانه می‌خورده و دیگر گربه ها نیز همین مسیر و نامردی را از آن گربه یاد گرفته بودند. اینجاست که فیلم را دیدم زلال دادا بیلوردی یادم افتاد: عاشقان را درد هست قصه ای که در زمان سرد هست ناجوانمردی فقط در بین انسانهاست؟ خیر بین حیوانات هم نامرد هست ظالمی ولگرد هست