پادکست داستان گلنار | آواورس
حكيمو
در دامنهی کوههای سبز و آرام شمال، دختربچهای به نام گلنار با پدربزرگ و مادربزرگ مهربانش زندگی میکند. پدر و مادرش سالها پیش در سفر از میان رفتهاند؛ تنها یادگاری از مادرش، یک دستمال آبی گلدار است که همیشه آن را با خود دارد. او با حیوانات روستا دوست است، با مرغها حرف میزند و به بزغالهی کوچکش شیر میدهد. دنیا برایش ساده و آرام است. آواورس؛ کسب درآمد از پادکست: https://AvaVers.com
پادکست,آواورس,درآمدزایی,کسب درآمد از پادکست,پادکست خاطرات