داستان یک تک تیرانداز ناشی
داستان های فارسی
فرمانده از افسر تک تیرانداز بالای برج پرسید:آیا تک تیرانداز دشمن در کارش مهارت دارد؟ افسر پاسخ داد:خیر قربان،در کارش خیلی هم ناشی است! فرمانده:پس چرا تا حالا موفق به کشتن او نشدهای؟ افسر گفت:قربان میترسم او را بزنم،بعد یکی بهتر از او را بیاورند و همه ما را بکشد.بنظرم زنده بماند به نفع ماست!
داستان,داستانهای فارسی,داستان کوتاه,داستان صوتی,قصه