مهار اسب چموش؛ گفتوگو با مسعود نیلی درباره تجربه تاریخی سیاستگذاری ارزی
مرور بیش از یک قرن تجربه سیاستگذاری ارزی نشان میدهد که نظامهای سیاسی اغلب به نظام چندنرخی ارز گرایش بیشتری داشتهاند تا نظام تکنرخی. بهگونهای که طی سالهای متمادی، چندنرخی بودن بر سیاست ارزی کشور حاکم بوده است. ریشه این گرایش را میتوان در ملاحظات و ترجیحات سیاسی دولتها جستوجو کرد اما این رویکرد، در بسیاری موارد، در تعارض با توصیههای غالب در ادبیات اقتصاد قرار داشته و یکی از محورهای اختلاف میان سیاستمداران و اقتصاددانان را شکل داده است. اقتصاددانان بهطور مستمر بر ضرورت استقرار نظام تکنرخی ارز، بهمنظور افزایش شفافیت، بهبود تخصیص منابع و کاهش رانت تاکید دارند. در مقابل، سیاستمداران بیشتر ترجیح دادهاند سازوکاری را مبنای سیاستگذاری قرار دهند که امکان مداخله و کنترل مستقیم بیشتری برای دولت فراهم میکند. این ترجیح، از یکسو، به ملاحظات مربوط به حمایت از برخی شرکای اقتصادی و ذینفعان خاص بازمیگردد و از سوی دیگر، با هدف حمایت از گروههای درآمدی پایین و کنترل آثار توزیعی نوسانات ارزی توجیه میشود. بااینحال، تجربه نشان میدهد که حذف ارز ترجیحی سیاستی نیست که بدون تمهیدات خاص بتوان آن را اجرایی کرد. لوازم زیادی میخواهد و تمهیداتی که پیش از اجرا باید به آن اندیشید. در این چهارچوب، پرسشی که محمد طاهری-سردبیر هفتهنامه تجارتفردا از دکتر مسعود نیلی مطرح کرده، این است که الزامات تغییر فاز از نظام چندنرخی به نظام تکنرخی چیست و اصولاً چرا نظام ارزی کشور، برخلاف روندهای غالب جهانی، همچنان از پدیده چندنرخی بودن رهایی نیافته است؟
نیلی,مسعود نیلی,اکوایران