Dragon Pony // Tizchang // Queen // Music // Darkness // Queen galaxy
اگه اشتباه نکنم اسمش:(اگه پیدا کردم اینجا مینویسم) "داستان: تیزچنگ اول یه پونی/انسان افسرده بود چون نیمه اژدها و بازمانده بود کسی دوستش نداشت. کم کم عاشق الینا پارکل شد و وارد اکیپ شد و با دوستای زیادی وقت گذروند. اما چند ماه گذشت که این رویا به کابوس تبدیل شد. همه دیدن که تیزچنگ کم کم از اکیپ فاصله میگرفت که تریکسی (یا همون رین الان) را جذب خودش کند که با هم در ارتباط باشن، او حس عجیب نیمه ای از اژدها اش مثل فوادار بودن یا عشق رو درونش پیدا کرد. مهرسا از این لحظه سو استفاده کرد تا تمام توجه سمت او باشد. مهرسا شروع به اصکی از سبک و نسب تریکسی کرد تا توجه ها جلب شود و این را تیزچنگ فهمید که آپاراتر ها تریکسی را برای خودش دوست ندارن فقط برای میم و آرت دوست داشتن!.. بنابراین تیزچنگ با برادرش شارک وب دست به کار شدن و مدارک پیدا کردن که ثابت کنن که این تریکسی اصلی نیست. اکیپ فکر کردن شارک وب چون پسره درحال تحمت زدن است و حسادت میکند. بنابراین او را از اکیپ اخراجش کردند و حمایت را از او گرفتن(بماند هنوز شارک وب از دخترا متنفره!). بعد از چند روز، بالاخره تیزچنگ به تریکسی رسید و او را خواهر خودش خواند. ولی بعد از رفتن ناناکو از اکیپ، تیزچنگ هم از کیپ رفت که هم تنها باشد و هم با دوستانش باشد. وقتی بقیه برا خودشون شیپ پیدا کردن، تیزچنگ با نایتمر (گذشته نایتمر که کنار درخت احساسات مثبت و منفی بود) آشنا شد و با هم وقت میگذراندند. کم کم نایتمر حسش را به تیزچنگ گفت. ولی روز ها بعد فشار هیتر ها و مردم، تیزچنگ و نایتمر رو تغییر داد و آنها را هیولا کرد، ولی عشقشان همچنان پاورجا ماند. این کلیپ نشان میدهد که تیزچنگ قدیمی هنوز زنده است ولی کنترل دست ملکه جدید و تاریکیه" تبلیغم کنین واقعا حمایت با فیلم میخوام.// بازنشر و لایک و فالو فراموش نشه! منتظر نظراتتونم~
Tizchang,Queen,Dragon