قداست قانون و مهندسی سلطه در لیبرالیسم مدرن
این محتوا به تحلیل تقابل امر مقدس در جوامع دینی و نظم لیبرال پرداخته و چگونگی تبدیل قانون به یک قداست سکولار در نظامهای مدرن را بررسی میکند. در این دیدگاه، لیبرالیسم با ارتقای قانون به جایگاهی شبهدینی، از آن نه برای تحقق عدالت، بلکه به عنوان ابزاری جهت انضباطبخشی و مهار نقد استفاده میکند. متنها تبیین میکنند که قدرتهای سلطهگر با مهندسی رنج و تحمیل بحرانهای مداوم، جوامع در حال توسعه را به سمت آشوبهای کنترلشده سوق میدهند تا بستر برای پذیرش نوعی استبداد منجیگرایانه فراهم شود. همچنین، از دین به صورت ابزاری بهرهبرداری میشود تا به قوانین بشری مشروعیت عاطفی بخشیده شود، بدون آنکه ارزشهای الهی قادر به محدودسازی قدرت باشند. در نهایت، راهکار مقابله با این استعمار ساختاری، ارتقای بلوغ سیاسی مردم و بازگشت از تودهای واکنشی به ملتی آگاه و کنشگر معرفی شده است. این فرآیند به طور ویژه بر کشورهایی نظیر ایران تمرکز دارد که دارای منابع غنی و گسلهای هویتی برای بهرهکشی استراتژیک هستند.
لیبرالیسم,مدرن,قانون,امنیت