تموم زندگیم مارادونا بود
nashreshahidkazemi
استاد صفایی حائری در سفر و حضر، همواره به تربیت و سازندگى نیروهاى کارآمد مى پرداخت. و اگر در دورترین منطقه کشور، زمینه تربیتى مى یافت، رنج سفر را بر خویش هموار مى ساخت و به سوى آن مى شتافت. و در این راه، شب و روز را نمى شناخت. به ویژه، براى جوانان بیشترین ارج و برترین ارزش را قایل بود. همین بود که پیرامونش نیز، از حضور و همراهى جوانان، هیچگاه خالى نشد.درِ خانه اش و آغوش مهربانش، چه روز و چه شب، همواره به روى همگان باز بود. بسیار اتّفاق مى افتاد که در نیمه هاى شب – که تاریکى و خواب و سکوت بر سر شهر و ساکنان آن سایه مى افکند – پذیراى جوانان محروم و بى پناه مى گشت.
استاد عین صاد,استاد علی صفایی حائری,مجموعه رد پای نور,معجزه عین صاد,انتشارات شهید کاظمی