ادیت از خودممممم ! کپ مهممممم توضیح.
خب دوستان اون چیز که منو با خودش برد بلات بود. حالا بلات کیه ؟ بلات یه هیولای جوهری هستش (یه جورایی مثل بندی ) که حالا فعلا قضیه اون چیه ؟ خب راستش اینم مربوط به داستان و قضیه اپیک میکی هستش، خلاصه قضیه رو بگم که میکی یه شب با آینه جادویی وارد کارگاه ین سید میشه و موکت کوچیکی رو که شبیه یه شهره چون واقعا یه شهره که اسمش ویستلنده رو میبینه و نمیدونه که واقعا اون یه شهره و قلمو جادویی رو با نازک کننده میبینه و باهاش اونقدر ور میره و میخواد یه مجسمه از خودش درست کنه تا آخرش بلات رو به وجود میاره و اونهم انقدر از چیزی که ساخته وحشت میکنه و هل میشه چون میبینه ین سید داره میاد که بلات رو به ویستلند میاره و خودشم الفرار. اووووووههههههه! دارم کل داستان رو لو میدم حالا بگذریم بعدش چی شد ؟ خب بلات باعث یه بدبختی و ویرانی در ویست لند به اسم فاجعه نازکتر شد و من و اسوالد بلات رو تو کوره (جایی که اسوالد وسایل میکی رو می سوزوند به چه دلیل ؟ چون اون موقعه از میکی به خاطر جایگزین شدن و دزدیدن محبوبیتش متنفر بود، الان هیچی دیگه، باهم دوستن و میدونین که داداشن باهم :) ) توی یه بطری زندانی میکنه ولی خب برای این کار من قربانی شدم و تاثیر بلات روی خیلی ها از جمله من مجسمه شدن بود ( یه AU هست که میکی فراموش شد و جولیوس محبوب شد اون باعث این بدبختی ها به جاش شد و موقع فاجعه هم میکی همراه من مجسمه شد ) از اون موقع هم اسوالد تو کوره موند تا از بطریی که بلات توشه محافظت کنه. :( ولی نگران نباشد من تو آخرای بازی (البته بستگی به استفاده از نازک کننده داره ) موقعی که رنگ همه جا پخش شد دوباره احیا شدم و همچی به خوبی و خوشی تموم شد ^^ (البته تا بازی بعدی XDDDDDDD) لایک و نظر فراموش نشه :)
اورتنسیا,اسوالد خرگوش خوش شانس,Epic mickey,Epic mickey2,لایک و نظر فراموش نشه