وقتی تعصب پادشاه میشود | حکایتی تکاندهنده از مثنوی مولانا
خانه آموزشی جانا
در این ویدیو، به سراغ یکی از حکایتهای عمیق و کمتر فهمیدهشدهی مثنوی معنوی مولانا میرویم؛ داستان پادشاهی که از سر تعصب، به ظلم و کشتار دست میزند. مولانا در این حکایت، نه از یک قوم یا یک دین، بلکه از تعصب کور انسانی سخن میگوید؛ تعصبی که از ترس زاده میشود و حقیقت را دشمن خود میپندارد. این ویدیو یک روایت داستانی–تحلیلی است از تقابل ظلم و هدایت، ترس و آگاهی، شمشیر و نور؛ روایتی که بهجای قضاوت تاریخی، ما را به درون انسان و ریشههای تعصب میبرد. اگر به: ادبیات کلاسیک فارسی مثنوی مولانا تحلیل عرفانی و انسانی داستانهایی با پیام عمیق برای انسان امروز علاقهمند هستید، این ویدیو را تا پایان دنبال کنید.
مولانا,مثنوی معنوی,شرح مثنوی معنوی,مثنوی مولانا,تعصب