هو الفاروق العظم
علی (ع)، منظومهای است که در آن ثبات عقل با تلاطم عشق به توازنی شگرف میرسد؛ او نقطه پرگار معرفت در هندسهی حیرتانگیز هستی است. در ساحت اندیشهی او، علم نه صرفاً انباشت دادهها، که بصیرتی قدسی برای فهم دقیق پیوند میان «حق» و «عدل» در بستر زمان است. نهجالبلاغهاش، کالبدشکافی عمیق روح انسان و واکاوی نسبتهای پیچیدهی قدرت با کرامت است که فراتر از قرون، نبض حقیقت را در دست دارد. او تجسم عینیِ «وحدت اضداد» است؛ آنجا که صلابتِ بیبدیل در پیکار، در لطافتِ اشکی برای یک مظلوم ذوب میشود تا کمالِ انسانی را معنا کند. از منظر جامعهشناختی، منشور حکومتی او دقیقترین نقشهراه برای تحقق صلح بر مبنای برابری حقوقی و اخلاقِ متعالی در زمامداریِ خردمندانه است. علی نه یک واقعه در غبار تاریخ، که ضرورتی علمی و ساختاری برای هر تمدنی است که در جستوجوی تعادل میان ماده و معناست. شکوه او در این است که هرچه دانش بشر پیشرفت میکند، ابعاد ناشناختهی نبوغ و پارساییاش برای خردِ جهانی خیرهکنندهتر جلوه مینماید.