اسیران گوشی در نیمه شب
hana.xanim
گاهی دنیای درخشانِ پشتِ صفحهی گوشی، اونقدر جذابه که بچهها رو از دنیای واقعی میدزده... اما قصهی امشب یه یادآوری شیرینه: این «ریاضی» بود که محمد و هانا رو نجات داد، نه رکوردِ مرحلههای بازی! وقتی از تکنولوژی استفاده میکنیم، خوبه که "قانون" داشته باشه، "زمان" داشته باشه، و "گفتوگو" کنارش باشه. بچهها، توی خیالشون هم دنبال قهرمان میگردن... چه بهتر که قهرمان واقعی، خودِ یادگرفتن باشه، نه فقط بردنِ یه گیم! تو این قصه، «وابستگی» با «برنامهریزی» شکست خورد، و «خوابِ بد» با «تصمیمهای خوب» تموم شد.
سرگرمی کودک,قصه,قصه کودکانه,داستان کودکانه