وقتی آلمان بلای جان ایران شد...
بهانهها برای فشار به ایران و تلاش مردمانش برای مستقل زیستن، در ادوار مختلف، رنگ و شکلهای متفاوتی داشته... روزگاری، بریتانیا به جان مملکت افتاده بود به این بهانه که در دام روسها نیفتیم؛ زمانی روسها بِهِمان تاختند تا به همپیمان بریتانیا تبدیل نشویم؛ مدتی هم هر دو نگران روابط ایران و فرانسه شدند! حتی ارتباط با آمریکا هم، در دوران ناصرالدین شاه، از سوی بریتانیا گناهی نابخشودنی تلقی میشد! آلمان هم از وقتی که در میانهی قرن ۱۹ میلادی پا به عرصهی وجود گذاشت و تلاش کرد تا خود را به عنوان یک قدرت جهانی مطرح کند، حساسیت روس و انگلیس را بر انگیخت، و این دقیقاً مصادف بود با ایامی که مردم ایران، پنجه در پنجهی استبداد داخلی انداخته بودند و برای آیندهای بهتر، به دنبال ایجاد یک نظام سیاسی جدید و کارآمد بودند... اتحاد روس و انگلیس در برابر خطری جدید به نام آلمان، در نخستین سالهای قرن بیستم، منجر به قراردادی استعماری و بسیار بدنام شد به نام قرارداد ۱۹۰۷: جایی که قدرتهای بینالمللی بدون اجازه و حتی بدون اطلاع مردم و دولتِ ایران، مملکت ما را بین خودشان تقسیم کردند... روایت این لحظههای سرنوشتساز تاریخ ایران را در هشتمین قسمت از فصل سوم پادکست نخل و برنو بشنوید...