کارگران مشغول بیکاری اند - کلیپ تسلیت دی ماه 1404 - بیاد عزیزان از دست رفته

سنجاقک آبی
سنجاقک آبی

یاد عزیزان از دست رفته گرامی تهیه و ساخت سنجاقک آبی - سروده جناب آقای شهرام پارسا مطلق کتاب کارگران مشغول بیکاری اند Kargaran Mashghool-e bikariand نویسنده: شهرام پارسا مطلق انتشارات: مروارید معرفی دسته‌بندی نکوداشت نظرات دسته بندی های کتاب کارگران مشغول بیکاری اند شعر ادبیات ایران شعر ایرانی شعر معاصر قسمت هایی از کتاب کارگران مشغول بیکاری اند مست می شود هوا وقتی از ریه های تو برمی گردد نفس که می کشی درختان تلوتلو می خورند قطع: رقعی تعداد صفحه: 106 سال انتشار شمسی: 1402 نوع جلد: شومیز سری چاپ: 3 تو دست تکان می دادی و تکه تکه می گذشت اسب رفتنت از خط پایانم معنی کلی: «تو داشتی دست تکان می‌دادی و رفتنت—مثل اسبی که می‌تازد—ذره‌ذره از خط پایانِ من عبور می‌کرد.» توضیح استعاره‌ها: تو دست تکان می‌دادی: خداحافظی، فاصله گرفتن، یا بی‌خیال رفتن اسب رفتنت: رفتنی تند، قدرتمند، مهارنشدنی تکه‌تکه می‌گذشت: رفتن ناگهانی نیست؛ دردش مرحله‌به‌مرحله حس می‌شود خط پایانم: آخر توان، آخر امید، یا جایی که گوینده دیگر تاب ادامه ندارد حس کلی شعر: رفتنت آن‌قدر شدید و اثرگذار بوده که نه فقط «رفته‌ای»، بلکه با هر قدمت بخشی از گوینده را از پا انداخته‌ای. یک خداحافظیِ ظاهراً ساده، اما با ویرانیِ درونی. تو دست تکان می‌دادی و اسبِ رفتنت تکه‌تکه از خط پایانِ من می‌گذشت

تسلیت,کلیپ تسلیت,پیام تسلیت,ایران تسلیت,همدردی

توضیحات

یاد عزیزان از دست رفته گرامی تهیه و ساخت سنجاقک آبی - سروده جناب آقای شهرام پارسا مطلق کتاب کارگران مشغول بیکاری اند Kargaran Mashghool-e bikariand نویسنده: شهرام پارسا مطلق انتشارات: مروارید معرفی دسته‌بندی نکوداشت نظرات دسته بندی های کتاب کارگران مشغول بیکاری اند شعر ادبیات ایران شعر ایرانی شعر معاصر قسمت هایی از کتاب کارگران مشغول بیکاری اند مست می شود هوا وقتی از ریه های تو برمی گردد نفس که می کشی درختان تلوتلو می خورند قطع: رقعی تعداد صفحه: 106 سال انتشار شمسی: 1402 نوع جلد: شومیز سری چاپ: 3 تو دست تکان می دادی و تکه تکه می گذشت اسب رفتنت از خط پایانم معنی کلی: «تو داشتی دست تکان می‌دادی و رفتنت—مثل اسبی که می‌تازد—ذره‌ذره از خط پایانِ من عبور می‌کرد.» توضیح استعاره‌ها: تو دست تکان می‌دادی: خداحافظی، فاصله گرفتن، یا بی‌خیال رفتن اسب رفتنت: رفتنی تند، قدرتمند، مهارنشدنی تکه‌تکه می‌گذشت: رفتن ناگهانی نیست؛ دردش مرحله‌به‌مرحله حس می‌شود خط پایانم: آخر توان، آخر امید، یا جایی که گوینده دیگر تاب ادامه ندارد حس کلی شعر: رفتنت آن‌قدر شدید و اثرگذار بوده که نه فقط «رفته‌ای»، بلکه با هر قدمت بخشی از گوینده را از پا انداخته‌ای. یک خداحافظیِ ظاهراً ساده، اما با ویرانیِ درونی. تو دست تکان می‌دادی و اسبِ رفتنت تکه‌تکه از خط پایانِ من می‌گذشت