اون دکمه رو نزد!

آقای قصه گو
آقای قصه گو

فکر می‌کردیم فیلم‌بردار حرفه‌ای شدیم… هندی‌کم داشتیم، اعتمادبه‌نفس داشتیم، عروسی هم آماده بود فقط یه چیز رو نداشتیم: دکمه ضبط روشن! این یه خاطره واقعی، خنده‌دار و تلخه از بچگی، رفاقت، رویاهای بزرگ و یه اشتباه کوچیک که شد یه لقب همیشگی: «ممّد دکمه‌ای» اگر تو هم: عاشق خاطره‌های نوستالژی هستی سوتی‌های تاریخی رو دوست داری یا یه‌بار فکر کردی حرفه‌ای شدی ولی نشدی حتماً تا آخر ویدیو ببین آخرش می‌فهمی چرا بعضی لقب‌ها تا آخر عمر می‌مونن… اگه خندیدی، لایک کن اگه خاطره مشابه داری، کامنت بذار و اگه از این داستان‌ها خوشت میاد، سابسکرایب یادت نره ️ برای دیدن ویدیوهای مشابه مراجعه کنید به : داستان کچل ها قسمت اول: https://www.aparat.com/v/pvzl6sk داستان کچل ها قسمت دوم: https://www.aparat.com/v/kbz5vjm #سوتی #خاطره_واقعی #ممّد_دکمه‌ای #نوستالژی #عروسی #هندی‌کم #فیلم‌برداری #داستان_طنز

داستان کوتاه,پادکست فارسی,داستان های فارسی,داستان کوتاه ,حسین عسکری پور,ممد دکمه ای

توضیحات

فکر می‌کردیم فیلم‌بردار حرفه‌ای شدیم… هندی‌کم داشتیم، اعتمادبه‌نفس داشتیم، عروسی هم آماده بود فقط یه چیز رو نداشتیم: دکمه ضبط روشن! این یه خاطره واقعی، خنده‌دار و تلخه از بچگی، رفاقت، رویاهای بزرگ و یه اشتباه کوچیک که شد یه لقب همیشگی: «ممّد دکمه‌ای» اگر تو هم: عاشق خاطره‌های نوستالژی هستی سوتی‌های تاریخی رو دوست داری یا یه‌بار فکر کردی حرفه‌ای شدی ولی نشدی حتماً تا آخر ویدیو ببین آخرش می‌فهمی چرا بعضی لقب‌ها تا آخر عمر می‌مونن… اگه خندیدی، لایک کن اگه خاطره مشابه داری، کامنت بذار و اگه از این داستان‌ها خوشت میاد، سابسکرایب یادت نره ️ برای دیدن ویدیوهای مشابه مراجعه کنید به : داستان کچل ها قسمت اول: https://www.aparat.com/v/pvzl6sk داستان کچل ها قسمت دوم: https://www.aparat.com/v/kbz5vjm #سوتی #خاطره_واقعی #ممّد_دکمه‌ای #نوستالژی #عروسی #هندی‌کم #فیلم‌برداری #داستان_طنز