دلشکستگی اثری زیبا از بهمن سامنی

رادیو سوز قلم
رادیو سوز قلم

متن کامل دلشکستگی از آثار استاد بهمن سامنی چقدر حیف است که در این دنیا آدم‌ها از دل‌شکستگی نمی‌میرند. کسی صبح پتو را از روی تو کنار نمی‌زند و چشم‌های اشکی مرده‌ات را با حرکت آرام دست نمی‌بندد. باید راهی می‌بود که جلوی علت مرگ؛ دکتری با خودکار کنکوی آبی می‌نوشت: «دل‌شکستگی» باید کسی بود که مرگ در اثر شکستن قلب و گریه‌های شبانه را موضوع تز دکترایش می‌کرد. قبل از این‌ها قبل از همه‌ی این‌ها باید کسی پیدا می‌شد و با جرئت و جسارت از دل‌شکستگی می‌مرد. راستش را بخواهید تصمیم گرفته‌ام خودم این کار را انجام بدهم. می‌خواهم از دل‌شکستگی بمیرم در یکی از همین روزها… شاید بپرسید چرا. خیلی فکر کردم، خیلی، و دیدم خیلی آدم‌ها، خیلی دل‌ها، خیلی شب‌نخوابی‌ها تا سحر، خیلی ساکت‌شدن‌ها بعد از هیاهوها، خیلی بی‌تفاوت‌شدن‌ها و بی‌وفایی‌ها، حتی خیلی از جرم‌ها، خیلی از آواره‌شدن‌ها برای همین نمردن از دل‌شکستگی‌هاست. دل‌های بی‌حیا، خیلی از این غصه‌های بی‌آب و رنگ که کشتنمان را روزی هزار بار برای این است که باور ندارند آدمی از دل‌شکستگی خواهد مرد. من در یکی از همین روزها، به همین زودی، از دل‌شکستگی می‌میرم تا شاید به همه بفهمانم آدمی از شکسته شدن دلش خواهد مرد… این همه دل یکدیگر را نشکنیم. این نوشته از آثار استاد بهمن سامنی است

دکلمه عاشقانه,دکلمه زیبا,دکلمه شعر,دکلمه,بهمن سامنی

توضیحات

متن کامل دلشکستگی از آثار استاد بهمن سامنی چقدر حیف است که در این دنیا آدم‌ها از دل‌شکستگی نمی‌میرند. کسی صبح پتو را از روی تو کنار نمی‌زند و چشم‌های اشکی مرده‌ات را با حرکت آرام دست نمی‌بندد. باید راهی می‌بود که جلوی علت مرگ؛ دکتری با خودکار کنکوی آبی می‌نوشت: «دل‌شکستگی» باید کسی بود که مرگ در اثر شکستن قلب و گریه‌های شبانه را موضوع تز دکترایش می‌کرد. قبل از این‌ها قبل از همه‌ی این‌ها باید کسی پیدا می‌شد و با جرئت و جسارت از دل‌شکستگی می‌مرد. راستش را بخواهید تصمیم گرفته‌ام خودم این کار را انجام بدهم. می‌خواهم از دل‌شکستگی بمیرم در یکی از همین روزها… شاید بپرسید چرا. خیلی فکر کردم، خیلی، و دیدم خیلی آدم‌ها، خیلی دل‌ها، خیلی شب‌نخوابی‌ها تا سحر، خیلی ساکت‌شدن‌ها بعد از هیاهوها، خیلی بی‌تفاوت‌شدن‌ها و بی‌وفایی‌ها، حتی خیلی از جرم‌ها، خیلی از آواره‌شدن‌ها برای همین نمردن از دل‌شکستگی‌هاست. دل‌های بی‌حیا، خیلی از این غصه‌های بی‌آب و رنگ که کشتنمان را روزی هزار بار برای این است که باور ندارند آدمی از دل‌شکستگی خواهد مرد. من در یکی از همین روزها، به همین زودی، از دل‌شکستگی می‌میرم تا شاید به همه بفهمانم آدمی از شکسته شدن دلش خواهد مرد… این همه دل یکدیگر را نشکنیم. این نوشته از آثار استاد بهمن سامنی است